جدایی‌ها

روانشناسی پایان دادن و شروع دوباره

۱۵ ژانویه ۲۰۲۴ ۱۲ دقیقه مطالعه روابط
راهنمایی در مورد جدایی‌ها و بهبودی عاطفی

صبح روز بعد از جدایی، بیدار می‌شوید و به سمت گوشی‌تان می‌روید تا به آن‌ها پیام بدهید قبل از اینکه به یاد بیاورید. رستورانی که قرار بود شنبه امتحان کنید هنوز در تقویم شماست. مسواک آن‌ها هنوز در حمام شماست. جدایی فقط یک رابطه را تمام نمی‌کند. بلکه یک حفره به شکل یک فرد در وسط روال شما باقی می‌گذارد و مغز شما هفته‌های بعد را صرف پر کردن آن با هر چیزی که می‌تواند پیدا کند، می‌کند.

این ضعف نیست. این علوم اعصاب است. تحقیقات انجام شده توسط فیشر و همکاران (2010)، که در مجله نوروفیزیولوژی منتشر شده، نشان داد که مشاهده یک عکس از یک شریک عاشقانه رد شده، مناطق مشابهی از مغز را که در میل به کوکائین درگیر هستند، فعال می‌کند — به طور خاص ناحیه ونترال تگمنتال و هسته آکومبنس، اجزای اصلی مدار پاداش و اعتیاد مغز. مغز شما جدایی را به همان روشی پردازش می‌کند که ترک را پردازش می‌کند. درد واقعی است و پایه زیستی دارد.

این مقاله به سه بخش تقسیم شده است: چرا جدایی‌ها به این شکل دردناک هستند، چه چیزی در حین بهبودی واقعاً کمک می‌کند و چگونه می‌توان بدون تکرار الگوهای مشابه دوباره شروع کرد.

قسمت 1: چرا درد می‌کند

مغز شما در زمان جدایی

عشق رمانتیک مسیرهای دوپامین مشابهی را که مواد اعتیادآور فعال می‌کنند، فعال می‌سازد (Aron et al., 2005). زمانی که آن منبع پاداش به طور ناگهانی حذف می‌شود، مغز شما به آرامی سازگار نمی‌شود. این موضوع اعتراض می‌کند. افکار وسواس‌گونه، چک کردن رسانه‌های اجتماعی آن‌ها، پخش مجدد آخرین مکالمه — این‌ها نشانه‌هایی نیستند که نشان دهند مشکلی در شما وجود دارد. آن‌ها علائم یک سیستم پاداش هستند که ورودی اصلی خود را از دست داده و در جستجوی آن است.

Eisenberger و همکاران (2003) نشان دادند که رد اجتماعی قشر سینگولیت قدامی پشتی را فعال می‌کند — همان ناحیه‌ای که در پردازش درد فیزیکی دخیل است. به همین دلیل است که جدایی می‌تواند مانند یک زخم فیزیکی احساس شود. بدن شما وقتی می‌گوید قلبتان درد می‌کند، استعاری نیست. همپوشانی عصبی بین درد اجتماعی و درد فیزیکی واقعی است.

دو طرف

جدایی‌ها بسته به اینکه شما در کدام سمت هستید متفاوت است و هر دو سمت سخت‌تر از آنچه از بیرون به نظر می‌رسد، هستند.

اگر شما رها شده بودید

شوک بودن در سمت دریافت‌کننده حس کنترل شما را از بین می‌برد. شما ارزش خود را زیر سوال می‌برید، هر تعامل را دوباره مرور می‌کنید تا نشانه‌های هشدار را پیدا کنید و با تمایل به خواهش برای توضیحاتی که حتی اگر آنها را دریافت کنید، شما را راضی نخواهد کرد، مبارزه می‌کنید.

متداول: غم، شک به خود، خشم، چانه‌زنی، بررسی اجباری فعالیت‌هایشان

اگر شما آن را تمام کردید

آغاز یک جدایی بار خاص خود را دارد: احساس گناه به خاطر ایجاد درد، تردید درباره اینکه آیا تصمیم درستی گرفته‌اید و تنهایی ناشی از انتخاب به تنهایی بودن. مردم فرض می‌کنند که فردی که ترک می‌کند خوب است. اما معمولاً اینطور نیست.

متداول: گناه، آرامش به دنبال وحشت، ترس از اینکه اشتباهی مرتکب شده‌اید، انزوا

چرا برخی از جدایی‌ها سخت‌تر ضربه می‌زنند

نه همه جدایی‌ها به یک اندازه آسیب می‌زنند. جدایی‌هایی که عمیق‌ترین آثار را به جا می‌گذارند معمولاً ویژگی‌های خاصی را به اشتراک می‌گذارند:

  • هیچ توضیحی نیست. ناپدید شدن یا دلایل مبهم ("فقط به فضای بیشتری نیاز دارم") مغز را در یک حلقه حل نشده قرار می‌دهد. اثر زایگارنیک به این معنی است که موقعیت‌های ناتمام بیشتر از موقعیت‌های حل شده انرژی ذهنی مصرف می‌کنند.
  • سازگاری بالا، زمان بد. وقتی دو نفر واقعاً با هم سازگارند اما مسائل لجستیکی — فاصله، شغل، مهلت ویزا — باعث پایان رابطه می‌شود، غم ناشی از این آگاهی که هیچ چیز واقعاً بین شما اشتباه نبوده، دوچندان می‌شود.
  • خیانت. خیانت تنها رابطه را به پایان نمی‌رساند. بلکه به طور بازگشتی خاطرات خوب را آلوده می‌کند و اعتماد به قضاوت خود را در آینده دشوارتر می‌سازد.
  • ناپدید شدن ناگهانی. زمانی که کسی بدون هشدار ارتباط را قطع می‌کند، شریک رها شده در حال پردازش اندوه، سردرگمی و طرد شدن به طور همزمان است - بدون هیچ نقطه داده‌ای برای توضیح اینکه چه اتفاقی افتاده است.

شدت یک جدایی به طول رابطه بستگی ندارد. بلکه به عمق وابستگی، کیفیت پایان رابطه و اینکه آیا اطلاعات کافی برای سوگواری درست به شما داده شده است بستگی دارد.

قسمت ۲: چه چیزی واقعاً کمک می‌کند

همه می‌گویند زمان درمان می‌کند. آنچه نمی‌گویند این است که زمان صرف شده برای چک کردن اینستاگرام دوست‌دختر یا دوست‌پسر سابق‌تان در نیمه‌شب هیچ چیزی را درمان نمی‌کند. بهبودی بستگی به این دارد که با زمان چه کار می‌کنید و تحقیقات واقعی در مورد اینکه چه چیزی مؤثر است و چه چیزی فقط احساس تولیدی بودن می‌دهد وجود دارد.

1. تأمین را قطع کنید

اگر مغز شما جدایی را مانند ترک مواد مخدر در نظر می‌گیرد، بدترین کاری که می‌توانید انجام دهید این است که به دوز دادن ادامه دهید. هر پیام، هر بررسی رسانه‌های اجتماعی، هر "فقط می‌خواستم ببینم حالش چطور است" مدار جستجوی پاداش را فعال کرده و ساعت بهبودی را بازنشانی می‌کند. Sbarra و همکاران (2012) دریافتند که نظارت مداوم بر فیس‌بوک یک شریک سابق با ناراحتی بیشتر و بهبودی تأخیر یافته مرتبط است. معادل دیجیتال عدم تماس، بی‌رحمی نیست — بلکه تریاژ است.

  • گفتگوهای آن‌ها را بی‌صدا کنید یا بایگانی کنید. اگر نیاز دارید، حذف کنید.
  • آنها را در شبکه‌های اجتماعی آنفالو یا بی‌صدا کنید. نیازی به مسدود کردن نیست — فقط محرک‌ها را حذف کنید.
  • به دوستان مشترک بگویید که به کمی استراحت از به‌روزرسانی‌های مربوط به سابق‌تان نیاز دارید.

2. سوگواری کنید بدون اینکه اجرا کنید

بین پردازش غم و اجرای آن تفاوت وجود دارد. پردازش به معنای اجازه دادن به خود برای احساس کردن فقدان است — گریه کردن، عصبانی بودن، نشستن در سکوت. اجرا به معنای ارسال نقل قول‌های رمزآلود، ساختن روایت‌های رسانه‌های اجتماعی، یا جستجوی تأیید از دوستانی است که به شما می‌گویند چه چیزی را می‌خواهید بشنوید.

اندوه باید اتفاق بیفتد. اما نیازی به تماشاچی ندارد. یک دفترچه، یک درمانگر، یا یک دوست مورد اعتماد تنها برای شما بهتر از پخش دردتان خواهد بود.

3. در برابر چرخش پس از مرگ مقاومت کنید

تفکر مکرر — تکرار اجباری آنچه که اشتباه پیش رفت — احساس مفید بودن می‌کند اما به طور بالینی با ناراحتی و افسردگی طولانی‌مدت مرتبط است (Nolen-Hoeksema, 2000). مغز شما به شما می‌گوید که اگر فقط یک بار دیگر رابطه را تحلیل کنید، پاسخ را خواهید یافت که باعث می‌شود درد متوقف شود. چنین پاسخی وجود ندارد. رابطه به پایان رسید. اینکه چرا مهم‌تر از این نیست که حالا چه باید کرد.

وقتی خودتان را در یک حلقه تکرار می‌بینید: بدن خود را حرکت دهید، محیط خود را تغییر دهید یا با کسی تماس بگیرید. قطع فیزیکی به طور مؤثرتری از تفکر برای خروج از آن، تفکر را متوقف می‌کند.

4. روال خود را بازسازی کنید

یک رابطه زمان، ساختار و هدف را پر می‌کند. وقتی که به پایان می‌رسد، شکاف تنها احساسی نیست — بلکه لجستیکی است. شب‌هایی که با هم شام می‌خوردیم اکنون خالی است. آخر هفته‌هایی که با هم بودیم اکنون بدون برنامه است. غیاب یک خلاء ایجاد می‌کند که تنهایی به سرعت برای پر کردن آن rush می‌کند.

فاصله ساختاری را به عمد پر کنید. نه با حواس‌پرتی، بلکه با فعالیت‌هایی که شما را به دیگران متصل می‌کند، بدن شما را به حرکت در می‌آورد، یا چیزی برای انتظار به شما می‌دهد. هدف فراموش کردن نیست. هدف ساختن زندگی است که حول عدم وجود یک نفر سازماندهی نشده باشد.

5. یک سیاست ارتباطی تعیین کنید

اگر مجبورید با ex خود ارتباط برقرار کنید - تعهدات مشترک، دوستان مشترک، مسائل حل نشده - قوانین را از قبل برای خود تعیین کنید:

  • وقتی سینه‌تان تنگ است یا افکارتان در حال دویدن هستند، پیام ارسال نکنید. آن را بنویسید، ۲۴ ساعت صبر کنید، سپس تصمیم بگیرید.
  • پیام صادقانه را لغو نکنید. این کار بیشتر از آنکه حل کند، سردرگمی ایجاد می‌کند.
  • مسئولیت‌پذیری به معنای «متأسفم برای آسیبی که وارد کردم» است. نه «من یک شخص وحشتناک هستم» — که بار عاطفی را به شخصی که آسیب دیده منتقل می‌کند.
  • وضوح یک بار آسیب می‌زند. ابهام بارها آسیب می‌زند. اگر تمام شده است، به وضوح بگویید. سیگنال‌های مختلط رنج را برای هر دوی شما طولانی می‌کند.

قسمت ۳: شروع دوباره

چه زمانی آماده‌اید دوباره به قرار ملاقات بروید؟

هیچ جدول زمانی جهانی وجود ندارد. اما سیگنال‌هایی وجود دارد. شما احتمالاً آماده نیستید اگر:

  • شما امیدوارید که فرد جدید شما را از فکر کردن به فرد قدیمی بازدارد.
  • شما همه را با نامزد قبلی‌تان مقایسه می‌کنید (به صورت مثبت یا منفی)
  • ایده یک قرار ملاقات بیشتر شبیه یک الزام است تا یک امکان

شما احتمالاً زمانی آماده‌اید که بتوانید به گذشته‌تان فکر کنید بدون اینکه واکنش استرس فیزیولوژیکی داشته باشید — زمانی که یادآوری کمی آزاردهنده است اما بعدازظهر شما را مختل نمی‌کند. آمادگی به معنای عدم احساس نیست. بلکه توانایی بودن در کنار کسی جدید است بدون اینکه از او به عنوان دارو استفاده کنید.

شکستن الگو

باارزش‌ترین چیزی که یک جدایی می‌تواند به شما بیاموزد این است که در دفعه بعد به دنبال چه چیزی باشید. نه ویژگی‌های ظاهری — قد بلند، شوخ، شغل خوب — بلکه ویژگی‌های ساختاری:

  • چگونه آنها با تعارض برخورد کردند؟ آیا آنها درگیر شدند یا کنار کشیدند؟
  • آیا احساس امنیت کردید که با آنها صادق باشید، یا خودتان را ویرایش کردید؟
  • آیا تلاش‌ها متقابل بود، یا بیشتر بار را شما به دوش می‌کشیدید؟
  • آیا این رابطه شما را به نسخه بهتری از خودتان تبدیل کرد یا به فردی مضطرب‌تر؟

اگر همیشه در موقعیت‌های مشابهی قرار می‌گیرید — همیشه کسی که بیشتر اهمیت می‌دهد، همیشه با افرادی که از نظر عاطفی در دسترس نیستند، همیشه با نادیده گرفتن نشانه‌های خطر — الگو در آن‌ها نیست. الگو در معیارهای انتخاب شماست. جدایی واضح‌ترین داده‌ای است که هرگز درباره‌ی آنچه کار نمی‌کند، دریافت خواهید کرد. از آن استفاده کنید.

انتخاب متفاوت

اگر به تاریخچه قرارهای خود به طور صادقانه نگاه کنید، احتمالاً یک الگو وجود دارد. شما شخصی جذاب را می‌بینید، تصمیم می‌گیرید که او را دوست دارید و سپس سه ماه آینده را صرف پیدا کردن دلایلی برای تأیید آن تصمیم اولیه می‌کنید. همه ما این کار را انجام می‌دهیم. مغز در ساختن یک پرونده برای کسی که قبلاً می‌خواهد، بسیار خوب عمل می‌کند و در تشخیص زمانی که شواهد به سمت دیگری اشاره می‌کنند، بسیار بد عمل می‌کند.

یکی از راه‌های شکستن این چرخه این است که از یک سیگنال متفاوت شروع کنید. پلتفرم‌هایی مانند DNA Romance سازگاری شخصیتی را با داده‌های ژنتیکی ترکیب می‌کنند — به‌طور خاص مکمل‌پذیری ژن MHC که تحقیقات (Wedekind et al., 1995) آن را به جذابیت فیزیکی از طریق بو و تنوع سیستم ایمنی مرتبط کرده است. شروع از سازگاری به جای یک عکس فیلتر را تغییر می‌دهد. شما زمان کمتری را صرف مرتب‌سازی افرادی می‌کنید که به نظر درست می‌رسند اما مناسب نیستند و زمان بیشتری را صرف ارتباط با افرادی می‌کنید که سیگنال‌های زیرین آن‌ها با سیگنال‌های شما هم‌راستا است.

این یک تضمین نیست. هیچ الگوریتمی از دل‌شکستگی جلوگیری نمی‌کند. اما شروع از جایی با هماهنگی عمیق‌تر، به رابطه پایه‌ای بهتر از شروع با یک سوایپ و امیدوار بودن به اینکه بقیه درست پیش برود، می‌دهد.

شما چیزی یاد گرفتید. شاید این باشد که به کسی نیاز دارید که به طور منصفانه مبارزه کند، یا اینکه نمی‌توانید با کسی که در زمان درگیری خاموش می‌شود، قرار بگذارید، یا اینکه چیزی که فکر می‌کردید می‌خواهید در واقع چیزی نیست که به آن نیاز دارید. این دانش برای شما هزینه داشت. از آن استفاده کنید.

آماده برای چیزی متفاوت هستید؟

رابطه بعدی خود را از جایی که سازگاری وجود دارد شروع کنید، نه از شانس.

یک تست شخصیت رایگان انجام دهید

مراجع

  1. Fisher, H.E. و همکاران (2010). سیستم‌های پاداش، اعتیاد و تنظیم احساسات مرتبط با رد در عشق. ژورنال نوروفیزیولوژی, 104(1), 51–60. doi:10.1152/jn.00784.2009
  2. آرون، آ. و همکاران. (2005). سیستم‌های پاداش، انگیزه و عواطف مرتبط با عشق رمانتیک شدید در مراحل اولیه. مجله نوروفیزیولوژی، 94(1)، 327–337. doi:10.1152/jn.00838.2004
  3. آیزنبرگر، ن.آی، لیبرمن، م.د. و ویلیامز، ک.دی. (۲۰۰۳). آیا رد شدن درد دارد؟ یک مطالعه fMRI از طرد اجتماعی. علم، ۳۰۲(۵۶۴۳)، ۲۹۰–۲۹۲. doi:10.1126/science.1089134
  4. Sbarra, D.A. و همکاران (2012). نظارت فیس‌بوکی بر شریک‌های عاطفی سابق: ارتباطات با بهبودی پس از جدایی و رشد شخصی. روانشناسی سایبری، رفتار و شبکه‌های اجتماعی، 15(10)، 521–526.
  5. Nolen-Hoeksema, S. (2000). نقش تفکر مکرر در اختلالات افسردگی و علائم اضطراب/افسردگی مختلط. نشریه روانشناسی غیرعادی, 109(3), 504–511.
  6. Wedekind, C. و همکاران (1995). ترجیحات جفت‌گیری وابسته به MHC در انسان‌ها. مجموعه مقالات انجمن سلطنتی B, 260(1359), 245–249.