تله اعتبارسنجی
چرا مغز شما انتخاب شدن را با خوشحال بودن اشتباه میگیرد
ساعت ۱۱:۴۳ شب است. شما به تلفن همراهتان خیره شدهاید.
شما با آن ترکیب خاص و تهوعآور اضطراب و امید در حال لرزیدن هستید زیرا یکی از آنها به شما پیام داده است. بالاخره. این یک میم درباره فرار مالیاتی است، یا شاید فقط یک 'سلام، بیداری؟'، اما مغز شما آن را مانند یک فرمان پاپی تلقی میکند.
در همین حال، آن گزینه دیگر، کسی که در ساعت عادی به شما پیام داد، پرسید ارائهتان چگونه بود و به نظر میرسد که واقعاً پایدار است، در صندوق ورودی شما نشسته و خوانده نشده است.
شما به خودتان میگویید که در حال تحلیل سازگاری هستید. مزایا و معایب را سنجیده و با دقت به آن فکر میکنید.
اما اگر صادق باشید، سوالی که در پسزمینه در حال اجراست این نیست "چه کسی برای من مناسب است؟"
این "چه کسی بیشتر به من اهمیت میدهد؟" است و شما بیشتر از آنچه که متوجه هستید، این دو سوال را با هم اشتباه گرفتهاید.
ضربه دوپامین از تعقیب
مغز شما برای برنامههای دوستیابی طراحی نشده است. این مغز برای جهانی ساخته شده که انتخاب شدن توسط گروه به معنای این بود که امشب غذا خواهید خورد و رد شدن به معنای این بود که از سرما خواهید مرد. این سیستم هنوز فعال است.
این به رضایت بلندمدت شما اهمیت نمیدهد یا اینکه آیا شما هر دو در پنج سال آینده خواستههای یکسانی دارید یا خیر. این به وضعیت و تعلق خاطر اهمیت میدهد، زیرا برای بیشتر تاریخ بشر، این دو همانند بقا بودند.
بنابراین زمانی که کسی فاصله میگیرد یا به شما به اندازهای توجه میکند که شما را گرسنه نگه دارد، مغز شما به آرامی وضعیت را ارزیابی نمیکند. آن فکر نمیکند، اوه، آنها سبک وابستگی اجتنابی دارند، من باید ادامه دهم.
تشخیص تهدید. بلافاصله مقدار را دوباره برقرار کنید.
این موضوع قرار ملاقات را به یک دادگاه تبدیل میکند که شما متهم هستید. شما واقعاً اهمیتی نمیدهید که قاضی فرد خوبی است یا نه؛ شما فقط میخواهید حکم را ببرید. شما به شخصی نیاز دارید که شما را به زحمت بیندازد، زیرا اگر بتوانید او را تغییر دهید، اگر بتوانید فردی را که شما را نمیخواست ناگهان به شما علاقمند کنید، این اوج لذت است.
این همان مکانیزمی است که باعث اعتیاد به دستگاههای قمار میشود. تحقیقات علوم اعصاب (Schultz, 1998) نشان میدهد که نورونهای دوپامین در حین انتظار بیشتر از خود پاداش فعال میشوند — و پاداشهای نامشخص تقریباً دو برابر دوپامین پاداشهای تضمینی تولید میکنند. مغز شما زمانی روشن نمیشود که آنها بالاخره پاسخ دهند. بلکه در ساعتهای نگرانی آیا آنها پاسخ خواهند داد، روشن میشود. عدم قطعیت، دارو است.
یک نکته اینجا: این به این معنی نیست که شخص دیگر شما را دستکاری میکند. بیشتر اوقات، آنها این کار را نمیکنند. آنها فقط در حال زندگی کردن هستند، زمانی که احساس میکنند پاسخ میدهند و از این که عدم ثبات آنها سیستم عصبی شما را به یک میز رولت تبدیل کرده است، بیخبرند. تقویت متناوب معمولاً تصادفی است. این موضوع شناسایی آن را سختتر میکند، نه آسانتر.
این احساس مانند عشق است. در واقع فقط تأیید است.
شدت دروغگو است
ما همیشه اضطراب را با شیمی اشتباه میگیریم.
اگر در کنار کسی هستید و قلبتان تند میزند، دستانتان عرق کرده و احساس میکنید که روی یک طناب باریک راه میروید... فرهنگ عامه به شما میگوید که این عشق است. اما معمولاً، این فقط سیستم عصبی شماست که به شما فریاد میزند.
در اصطلاحات پلیواگال، بدن شما دو حالت دارد که در اینجا مهم هستند: واگوس شکمی (ایمن، متصل، حاضر) و فعالسازی سمپاتیک (مبارزه، فرار، عملکرد). پروانهها معمولاً به این معنی هستند که شما در حالت سمپاتیک هستید. بدن شما در حال آمادهسازی است، نه در حال استراحت. شخصی که معده شما را به هم میریزد معمولاً همان کسی است که سیستم عصبی شما را در حالت آمادهباش قرار داده است. شخصی که شانههای شما را پایین میآورد، همان کسی است که بدن شما واقعاً به او اعتماد دارد.
شخصی که با بیشترین شدت به دنبال شماست معمولاً کسی نیست که شما را ببیند. آنها کسی هستند که نیاز به پیروزی دارند. شدت معمولاً نشانهای از شیفتگی یا عدم امنیت است، نه نوع سازگاری آرام و تدریجی که واقعاً میتواند یک وام مسکن و سه فصل آنفولانزا را تحمل کند.
این یک آزمایش است که از سر و صدا عبور میکند:
آزمون خودرو
آیا میتوانید به مدت چهار ساعت در یک ماشین با این شخص بنشینید بدون اینکه نیاز به پر کردن سکوت با نمایش داشته باشید؟ نه نسخه باهوش شما. نه نسخه انتخاب شده برای اولین قرار. نسخهای که جوکها را زیر لب زمزمه میکند و درباره اینکه کدام خروجی را بگیرید بحث میکند. اگر پاسخ بله است، توجه کنید. این یک سیگنال است که ارزشش بیشتر از پروانههاست.
در حالی که شما مشغول جمعآوری امتیاز برای شخصی هستید که شما را احساس 'برنده' میکند، ممکن است از شخصی که فقط شما را احساس امنیت میدهد، غافل شوید.
چگونه الگو را شناسایی کنیم
بیشتر مردم متوجه نمیشوند که در حال دنبال کردن تأیید هستند تا اینکه سالها این کار را انجام داده باشند. الگو پشت توضیحات منطقی به نظر میرسد پنهان است: 'من فقط یک چالش را دوست دارم.' 'آنها پیچیده هستند اما ارزشش را دارند.' 'شیمی فوقالعاده است.'
این یک راه سریع برای بررسی این است که چه چیزی واقعاً شما را به جلو میبرد:
| دنبال تأیید | احساس ارتباط |
|---|---|
| شما پیامهای خود را قبل از ارسال ویرایش میکنید | شما آنچه را که به طور طبیعی میآید، میگویید |
| شما بررسی میکنید که آخرین بار چه زمانی آنلاین بودند. | شما فراموش کردهاید که گوشیتان کجاست. |
| شما نسخهای از خود را اجرا میکنید | شما به عنوان خودتان ظاهر میشوید |
| سکوت آنها شما را درگیر میکند | سکوت آنها احساس راحتی میکند |
| شما میخواهید که آنها شما را بخواهند | شما میخواهید آنها را بشناسید |
| جلب توجه آنها مانند یک آرامش است | بودن با آنها مانند استراحت است |
اگر ستون سمت چپ آشنا به نظر میرسد، شما خراب نیستید. شما فقط بر روی سیمکشی قدیمی کار میکنید.
اگر با محبتی که ناپایدار بود بزرگ شدهاید (والدی که یک روز گرم و روز بعد دور بود) ناخودآگاه شما یاد گرفته است که ناپایداری را با صمیمیت مرتبط کند. هرج و مرج مانند خانه به نظر میرسد. شخصی که شما را مضطرب میکند احساس درست بودن میکند زیرا او احساس آشنا بودن میکند. شخصی که شما را آرام میکند احساس کسلکننده بودن میکند زیرا سیستم عصبی شما هنوز ایمنی را شناسایی نمیکند.
رواندرمانگر جان کیم به صراحت میگوید: "شما خسته نیستید. شما تنظیم شدهاید." عدم وجود درام مانند عدم وجود ارتباط به نظر میرسد، اما در واقع وجود ایمنی است. سیستم شما هنوز نتوانسته است تفاوت را تشخیص دهد.
این یک حکم ابدی نیست. این یک الگوست. و الگوها، زمانی که آنها را ببینید، قدرت خود را از دست میدهند.
تنها سوالی که اهمیت دارد
اگر میخواهید از درگیر شدن در روابطی که به سرعت شعلهور میشوند و سپس خاموش میشوند، دست بردارید، باید غریزهی دنبال کردن تأیید را نادیده بگیرید.
شما باید از پرسیدن "چقدر من را دوست دارند؟" دست بردارید.
این را بپرسید: "من در کنار آنها چه کسی میشوم؟"
این تنها معیار است.
وقتی با آنها هستید، آیا شما دختر باحال هستید؟ پسر آرام؟ آیا در حال تست دادن هستید؟ آیا خودتان را در حال ویرایش ذهنی جملاتتان قبل از گفتن آنها مییابید تا به نظر 'خیلی دیوانه' نیایید؟
یا شانههای شما پایین میآید؟
شیمی واقعی آتشبازی نیست. آرامش است. عدم وجود نمایش است. این است که متوجه میشوید دو ساعت روی مبل نشستهاید، درباره هیچ چیز صحبت کردهاید و یک بار هم نگران نبودهاید که آیا به اندازه کافی تأثیرگذار هستید یا نه.
شکستن حلقه: سه تمرین
دیدن الگو اولین قدم است. قطع کردن آن دومین قدم است. اینها نظری نیستند. اینها کارهایی هستند که میتوانید این هفته انجام دهید.
1. دور زدن
The next time you catch yourself obsessing over whether someone likes you, stop mid-thought and ask: "Do I actually like them? Not the idea of them. Not the challenge of winning them. Them." If you cannot answer with specifics (their humor, their values, the way they think) you are chasing a feeling, not a person. Turn around.
2. بررسی اجزا (از سیستمهای خانوادگی داخلی)
زمانی که احساس میکنید به سمت کسی که شما را مضطرب میکند کشیده میشوید، لحظهای توقف کنید و بپرسید: "کدام بخش از من در حال انتخاب است؟" آیا بخشی است که میخواهد دوست داشته شود؟ بخشی که نیاز دارد چیزی را ثابت کند؟ بخشی که از تنها بودن میترسد؟ شما نیازی به خاموش کردن آن بخش ندارید. فقط به آن توجه کنید. وقتی میتوانید نام ببرید که کدام بخش در حال هدایت است، شما میتوانید تصمیم بگیرید که آیا اجازه دهید آن بخش هدایت کند یا نه.
3. اسکن بدن
قبل قرار ملاقات بعدیتان، یا دفعه بعد که در حال ارسال متنی هستید که چهار بار بازنویسی کردهاید، چشمانتان را به مدت ده ثانیه ببندید و با بدن خود ارتباط برقرار کنید. تنش کجا است؟ فک؟ سینه؟ معده؟ اگر بدنتان در حال آمادهباش است، این یک اطلاعات است. شما هیجانزده نیستید. شما فعال شدهاید. فردی که برای شما مناسب است نباید از شما بخواهد قبل از برقراری تماس، خود را آماده کنید.
زیستشناسی تناسب
مسئلهای که دربارهی مغز جستجوگر تأیید شما وجود دارد این است: آن نمیداند چه چیزی برای شما خوب است. آن میداند چه چیزی هیجانانگیز است. اینها چیزهای متفاوتی هستند.
اما در زیر سر و صدای اجتماعی (بازیهای وضعیت، محاسبات اینکه چه کسی اول پیام داده، نظارت بر داستانهای اینستاگرام) یک سیگنال عمیقتر وجود دارد. و این هیچ ارتباطی با اینکه چه کسی شما را بیشتر به زحمت میاندازد ندارد.
این در DNA شماست. به معنای واقعی کلمه. ژنهای MHC از طریق بویایی و سازگاری سیستم ایمنی بر جذب تأثیر میگذارند. بدن شما مکانیزمی برای شناسایی "این فرد با من سازگار است" دارد که کاملاً زیر آگاهی آگاهانه عمل میکند. این مکانیزم به تعداد دنبالکنندگان آنها یا اینکه چقدر طول کشید تا پاسخ دهند اهمیتی نمیدهد.
استفاده از چیزی مانند تشخیص سازگاری مبتنی بر DNA به معنای جایگزینی رومنس با یک صفحهگسترده نیست. بلکه هدف این است که سر و صدای اجتماعی را کاهش دهید تا بتوانید واقعاً سیگنال بیولوژیکی را بشنوید. وقتی از جایی شروع میکنید که سازگاری واقعی وجود دارد به جای عملکرد اجتماعی، بخش زمانی را که مغز شما ماهها را صرف جستجوی تأیید از کسی میکند که هرگز قرار نبود مناسب باشد، رد میکنید.
حقیقت خاموش
قبل از اینکه آن متن را ارسال کنی. قبل از اینکه به این فکر کنی که چرا آنها داستانت را دیدند اما پاسخ ندادند.
توقف.
به آنچه که در واقع در حال دنبال کردن آن هستید نگاه کنید. آیا شما در حال دنبال کردن یک شریک هستید؟ یا در حال دنبال کردن هیجان اثبات این هستید که به اندازه کافی خوب هستید تا انتخاب شوید؟
شخص مناسب شما را طوری احساس نمیکند که انگار جایزهای بردهاید. او شما را طوری احساس میکند که میتوانید بالاخره از دویدن دست بردارید.
چگونه دوباره کالیبره کنیم
تنظیم مجدد یک رویداد یکباره نیست. این یک تمرین است و آزاردهنده است. شما خود را در حال تعقیب شدت به جای آرامش خواهید یافت و باید از خود بپرسید: 'آیا این هیجان است، یا این اضطراب است که نقابی به چهره زده؟' شما با کسی مهربان قرار خواهید گذاشت و تقریباً هیچ احساسی نخواهید داشت، و باید با آن کنار بیایید به جای اینکه به گوشی خود دست بزنید تا کسی را پیدا کنید که سینهتان را تنگ کند. یک قرار دیگر. نه برای همیشه. فقط به اندازه کافی طولانی تا ببینید آیا 'خستهکننده' واقعاً احساسی است که امنیت وقتی به آن عادت ندارید، به شما میدهد.
آستانه به آرامی تغییر میکند. صاف شروع به گرم شدن میکند. الکتریسیته شروع به مشکوک به نظر رسیدن میکند. شما متوجه نمیشوید که این اتفاق در حال وقوع است، و سپس یک روز متوجه میشوید که دیگر زمان پاسخ آنها را بررسی نمیکنید. این همان کالیبراسیون است. این از خواندن در مورد آن نمیآید. این از انتخاب متفاوت به اندازه کافی بارها میآید که بدن شما دیگر در برابر آرامش لرز نمیزند.
شخصی را که شما را در حدس زدن نگه میدارد، نادیده بگیرید. آن کسی را انتخاب کنید که سکوت احساس نمیکند که چیزی اشتباه پیش رفته است.
مطالب مرتبط
- خستگی از ملاقات: چرا بعد از سالها جستجو احساس بیحالی میکنید
- من شریکم را در یک اپلیکیشن دوستیابی دیدم: حالا چه کار کنم؟
- آیا من عاشق هستم؟ درک احساسات شما
- راهنمایی برای مدیریت جدایی و بهبود قلب شما
سر و صدا را خاموش کنید. سیگنال را بشنوید.
ذهن شما که به دنبال تأیید است همیشه به دنبال بلندترین فرد در اتاق خواهد بود. سازگاری مبتنی بر DNA از واقعیت بیولوژیکی شروع میشود (ژنهای MHC، همراستایی شخصیت، شیمی واقعی) بنابراین شما زمان کمتری را صرف نمایش دادن میکنید و زمان بیشتری را صرف ارتباط با کسی میکنید که واقعاً مناسب است.
ببینید چگونه کار میکندیادداشتی در مورد تحقیق
یافتههای پیشبینی دوپامین از تحقیقات پریمات وولفرام شولتز به دست آمده است که توسط رابرت ساپولسکی محبوب شده است. این نتایج در علوم اعصاب به خوبی تکرار شدهاند. نظریه پلیواگال (پورجس) به طور گستردهای در عمل بالینی مورد استفاده قرار میگیرد، اما ادعاهای نورواناتومیکی آن به طور علمی مورد چالش قرار گرفتهاند - یک مرور در سال 2023 شواهد محدودی برای چندین فرضیه اصلی یافت. ما در اینجا به آن به عنوان یک چارچوب بالینی مفید برای درک وضعیتهای سیستم عصبی اشاره میکنیم، نه به عنوان علوم اعصاب قطعی. سیستمهای خانواده داخلی (شوارتز) یک مدل درمانی مبتنی بر شواهد است که حمایت تجربی در حال رشد دارد، اگرچه آزمایشهای تصادفی کنترل شده در مقیاس بزرگ هنوز محدود هستند.
مراجع
- فیشر، ه. (۲۰۰۴). چرا ما عاشق میشویم: طبیعت و شیمی عشق رمانتیک. هنری هولت.
- Baumeister, R.F. & Leary, M.R. (1995). نیاز به تعلق: تمایل به پیوستگیهای بین فردی به عنوان یک انگیزه بنیادی انسانی. بولتن روانشناسی, 117(3), 497–529. doi:10.1037/0033-2909.117.3.497
- پورجس، S.W. (2011). نظریه پلی واگال: بنیادهای نوروفیزیولوژیکی احساسات، وابستگی، ارتباط و خودتنظیمی. نورتون.
- شوارز، ر.س. (2021). هیچ بخش بدی وجود ندارد: درمان تروما و بازگرداندن تمامیت با مدل سیستمهای خانواده داخلی. ساندز ترو.